گینتوکی به آینده سفر می‌کند و با دوستانش که از هم پاشیده‌اند، متوجه می‌شود که آنجا یک سرزمین بایر است. او آنها را دوباره متحد می کند تا بفهمد چه چیزی اشتباه رخ داده است و چگونه می توان آنها را اصلاح کرد.

سامورایی مو نقره‌ای ساکاتا گینتوکی درباره ناپدید شدن شمشیر افسانه‌ای به نام بنیزاکورا تحقیق می‌کند در حالی که شرکای او کاگورا و شیمورا شینپاچی تلاش می‌کنند تا بفهمند چه اتفاقی برای دوست گینتوکی، کوتارو کاتسورا افتاده است.

پنی و خانواده‌اش در تعطیلات با تمام هزینه‌ها فریفته می‌شوند، جایی که یک دانشمند دیوانه آنها را اسیر می‌کند و از رها کردنشان امتناع می‌کند، زیرا اسکار فرمول‌های مخفیانه‌اش را برای تنقلات مغرور فاش نمی‌کند.

یک پسر روستایی ساده دل و پناه گرفته ناگهان تصمیم می گیرد خانه خانوادگی خود را ترک کند تا زندگی در شهر بزرگ را تجربه کند، جایی که ساده لوحی او هم بهترین دوست و هم بدترین دشمن اوست.

پروفسور شرمن کلمپ که به شدت اضافه وزن دارد و در عین حال خوش قلب است، ماده شیمیایی خاصی مصرف می کند که او را به بادی لاو باریک اما نفرت انگیز تبدیل می کند.

جنا یک پیشخدمت باردار و متاهل ناراضی در جنوب است. او با یک تازه وارد به شهرش آشنا می شود و به عنوان آخرین تلاش برای خوشبختی، وارد یک رابطه بعید می شود.

هفت دوست برای دیدار مجدد یک هفته‌ای در یک کمپ تابستانی در انتاریو که در دوران کودکی در آن شرکت می‌کردند، گرد هم می‌آیند و اکنون در معرض تعطیلی قرار دارد.

ادی فاکس، یک شکارچی گنج، خود را مجبور می‌کند تا سفری به جنگل را آغاز کند تا از یافتن یک سلاح باستانی که می‌تواند جزیره را از بین ببرد، یک خود شیدایی گرسنه قدرت جلوگیری کند.

یکی از 101 بودن، عوارض خود را برای Patch می‌گیرد، کسی که احساس می‌کند منحصربه‌فرد نیست. هنگامی که او به طور تصادفی در یک روز جابجایی جا می ماند، با بت خود، تاندربولت، آشنا می شود که او را در یک کمپین تبلیغاتی استخدام می کند.